اطلاعات داخلی در بازارهای پیشبینی؛ Insider Betting چیست و چرا خبرساز شده؟
اگر قبل از بقیه بدانید رئیسجمهور در سخنرانی امشب چه کلمهای را به زبان خواهد آورد، آیا تحلیل بهتری از بازار دارید یا اطلاعاتی در اختیار دارید که دیگر معاملهگران به آن دسترسی ندارند؟
همین مرز، یکی از تازهترین چالشهای بازارهای پیشبینی است.
در فاصله چند روز، دو پرونده جداگانه در Kalshi نشان داد استفاده از اطلاعات غیرعمومی میتواند حتی در بازاری که ظاهراً حول «پیشبینی آینده» شکل گرفته، به یک مزیت معاملاتی ناعادلانه تبدیل شود.
در یک پرونده، اپراتور تلهپرامپتر کاخ سفید پیش از سخنرانی به متن آن دسترسی داشت. در پروندهای دیگر، یک سیاستمدار روی حضور یا عدم حضور خودش در یک مراسم معامله کرده بود.
در این مقاله بررسی میکنیم معامله با اطلاعات داخلی در بازارهای پیشبینی چیست، پروندههای Gabriel Perez و George Santos چه چیزی درباره این بازارها نشان میدهند و چرا از نگاه TipRadar، داشتن اطلاعات زودتر از دیگران با پیدا کردن یک فرصت ارزشمند یکسان نیست.
اگر با این نوع بازار آشنا نیستید، پیشنهاد میکنیم ابتدا مقاله «بازار پیشبینی چیست و چه تفاوتی با سایتهای شرطبندی دارد؟» را بخوانید؛ این مقاله ادامه همان بحث است.
اطلاعات داخلی در بازار پیشبینی چیست؟
در بازارهای مالی، معامله با اطلاعات داخلی (Insider Trading) به استفاده از اطلاعات مهم و غیرعمومی برای انجام معامله گفته میشود؛ یعنی اطلاعاتی که هنوز سایر فعالان بازار به آن دسترسی ندارند و میتواند روی قیمت اثر بگذارد. در بازارهای پیشبینی نیز مسئله مشابهی میتواند ایجاد شود.
این بازارها بر قراردادهای رویداد (Event Contracts) بنا شدهاند؛ قراردادهایی که ارزش نهایی آنها به وقوع یا عدم وقوع یک رویداد مشخص بستگی دارد.
اما «اطلاعات داخلی» در چنین بازاری لزوماً یک گزارش مالی محرمانه یا قرارداد تجاری پیچیده نیست.
گاهی دانستن مواردی مانند:
متن یک سخنرانی پیش از انتشار
تصمیمی که هنوز اعلام نشده
برنامه حضور یک شخص در یک مراسم
اطلاعات غیرعمومی مرتبط با نتیجه یک رویداد
میتواند به یک معاملهگر مزیتی بدهد که سایر افراد بازار در اختیار ندارند. همین ویژگی، یکی از چالشهای مهم بازارهای پیشبینی است.
پرونده Gabriel Perez؛ وقتی متن سخنرانی تبدیل به مزیت معاملاتی شد
یکی از نمونههای مهم این مسئله در آگوست ۲۰۲۶ آشکار شد. در بازارهای موسوم به Mention Market، معاملهگران روی این موضوع معامله میکنند که آیا یک شخصیت عمومی در سخنرانی خود کلمه یا عبارت مشخصی را به زبان خواهد آورد یا نه.
برای مثال:
آیا رئیسجمهور در سخنرانی امشب کلمه X را خواهد گفت؟
برای اکثر معاملهگران، پاسخ به چنین سؤالی یک پیشبینی است؛ اما اگر کسی متن سخنرانی را پیش از اجرا دیده باشد، شرایط کاملاً متفاوت میشود.
براساس دستور CFTC در ۲۸ آگوست ۲۰۲۶، Gabriel Perez هنگام فعالیت بهعنوان اپراتور تلهپرامپتر کاخ سفید به متن سخنرانیهای ریاستجمهوری پیش از اجرای آنها دسترسی داشت.
CFTC اعلام کرد Perez بین دسامبر ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ از این اطلاعات مهم و غیرعمومی برای معامله قراردادهای Mention Market استفاده کرده و بیش از ۱۰۷ هزار دلار سود به دست آورده است.
نتیجه پرونده:
بازگرداندن ۱۰۷,۵۳۹.۰۲ دلار سود حاصل از معاملات
پرداخت ۶۵,۰۰۰ دلار جریمه نقدی
سه سال محرومیت از معامله
CFTC همچنین اعلام کرد مبلغ جریمه با تخفیف قابلتوجهی همراه بوده، زیرا Perez همکاری گستردهای با تحقیقات داشته است.
این پرونده نکته مهمی را نشان میدهد:
Perez صرفاً پیشبینی بهتری از سخنرانی نداشت؛ او به اطلاعاتی دسترسی داشت که سایر معاملهگران بازار نداشتند.
چرا اطلاعات غیرعمومی در بازار پیشبینی مسئلهساز است؟
ممکن است این سؤال مطرح شود:
مگر هدف بازار همین نیست که کسی که اطلاعات و تحلیل بهتری دارد، تصمیم بهتری بگیرد؟
تفاوت در نوع اطلاعات است.
فرض کنید یک تحلیلگر برای پیشبینی نتیجه مسابقه فوتبال، فرم اخیر تیم، مصدومیتها، آمار xG، شرایط میزبانی و دهها متغیر عمومی دیگر را بررسی میکند و در نهایت به برآورد دقیقتری از احتمال برد میرسد. این یک مزیت تحلیلی است.
اما تصور کنید شخص دیگری قبل از اعلام رسمی ترکیب بداند بهترین بازیکن تیم قطعاً بازی نخواهد کرد، چون به اطلاعات محرمانه تیم دسترسی دارد. این دیگر صرفاً تحلیل بهتر دادههای عمومی نیست.
در پرونده Perez نیز تفاوت همین بود.
سایر معاملهگران تلاش میکردند پیشبینی کنند رئیسجمهور چه خواهد گفت؛ Perez به متن سخنرانی پیش از اجرا دسترسی داشت. بنابراین میتوان تفاوت را ساده کرد:
اطلاعات عمومی + تحلیل بهتر → مزیت تحلیلی
اما:
اطلاعات مهم و غیرعمومی + معامله → مسئله اطلاعات داخلی
به همین دلیل CFTC پرونده Perez را رسماً در چارچوب Insider Trading پیگیری کرد.

پرونده George Santos؛ وقتی خود پلتفرم وارد عمل میشود
تنها چند روز بعد، پرونده دیگری توجه بازارهای پیشبینی را جلب کرد.
در ۳۱ آگوست ۲۰۲۶، Kalshi اعلام کرد George Santos، نماینده سابق کنگره آمریکا، را برای همیشه از پلتفرم خود محروم کرده است.
موضوع این بار متن سخنرانی نبود. بازار درباره این سؤال بود که آیا Santos در مراسم State of the Union حضور خواهد داشت یا خیر. مشکل واضح است:
خود Santos یکی از افرادی بود که بیشترین کنترل و اطلاع را درباره پاسخ این سؤال داشت.
براساس گزارش Reuters، Kalshi نتیجه گرفت Santos مرتکب Insider Trading شده و علاوه بر محرومیت دائمی، ۷۱,۳۵۶ دلار او را جریمه کرد. Santos از معاملات مرتبط با این بازار نزدیک به ۱۸ هزار دلار سود کرده بود.
اهمیت این پرونده فقط به یک معاملهگر محدود نمیشود.
Kalshi همزمان علیه سه نامزد سیاسی دیگر در Maine، California و North Carolina نیز بهدلیل معامله روی رقابتهای انتخاباتی خودشان اقدام کرد و برای آنها جریمه و محرومیت موقت در نظر گرفت. بنابراین مسئله فقط این نیست که «یک نفر قانون را نقض کرده است».
سؤال بزرگتر این است:
اگر افراد مرتبط با خود رویداد بتوانند روی همان رویداد معامله کنند، بازار چگونه باید از Price Discovery منصفانه محافظت کند؟
حرکت غیرعادی قیمت نشانه ورود اطلاعات داخلی است؟
بعد از چنین پروندههایی ممکن است معاملهگران با دیدن هر حرکت ناگهانی قیمت تصور کنند:
«حتماً کسی چیزی میداند.» اما چنین نتیجهگیریای قابل اتکا نیست. قیمت میتواند به دلایل مختلفی تغییر کند:
انتشار خبر عمومی
ورود حجم بالای معاملات
واکنش معاملهگران حرفهای
تغییر نقدشوندگی
اصلاح قیمت پس از اطلاعات جدید
یا در موارد خاص، معامله براساس اطلاعات غیرعمومی
بنابراین:
حرکت غیرعادی قیمت = سیگنال
اما:
حرکت غیرعادی قیمت ≠ اثبات اطلاعات داخلی
این تفاوت مهم است.
در مقالههای Line Movement چیست؟ و Sharp Money چیست؟ بهطور مفصل بررسی کردهایم که چرا حرکت قیمت میتواند اطلاعاتی درباره رفتار بازار در اختیار تحلیلگر قرار دهد، بدون اینکه لزوماً بتوان علت دقیق حرکت را فقط از روی نمودار تشخیص داد.
از نگاه تیپ رادار Information Edge ≠ Value
اینکه شخص دیگری زودتر از شما اطلاعات مهمی داشته، به این معنا نیست که بعد از حرکت بازار هنوز فرصت ارزشمندی برای شما باقی مانده است. فرض کنید یک قرارداد با قیمت ۰.۴۰ دلار معامله میشود. ناگهان حجم معاملات بالا میرود و قیمت به ۰.۶۵ دلار میرسد.
یک معاملهگر ممکن است فکر کند:
«احتمالاً کسی اطلاعات مهمی دارد؛ من هم باید سریع وارد شوم.»
اما مسئله اینجاست که اگر اطلاعات جدید باعث حرکت بازار شده باشد، بخش زیادی از اثر آن ممکن است همین حالا وارد قیمت شده باشد. در قیمت ۰.۴۰ شاید فرصت وجود داشته باشد. اما آیا در ۰.۶۵ نیز همان فرصت وجود دارد؟ لزوماً نه. به همین دلیل مسیر تحلیل بهتر این است:

این موضوع با یکی از اصول مهم شرطبندی ارزشی (Value Betting) ارتباط مستقیم دارد.
هدف پیدا کردن نتیجهای نیست که احتمال وقوع آن زیاد است.
هدف پیدا کردن قیمتی است که نسبت به احتمال واقعی مورد انتظار، هنوز ارزش داشته باشد.
در نتیجه:
Information Edge ≠ Value
داشتن اطلاعات زودهنگام ممکن است برای اولین معاملهگر یک مزیت ایجاد کرده باشد؛ اما دنبال کردن حرکت قیمت بعد از انتشار آن اطلاعات الزاماً همان مزیت را به معاملهگران بعدی منتقل نمیکند.
آیا نظارت فعلی بر بازارهای پیشبینی کافی است؟
پروندههای Perez و Santos یک تفاوت جالب هم دارند. در پرونده Perez، نهاد تنظیمگر فدرال یعنی CFTC وارد عمل شد و جریمه و محرومیت معاملاتی تعیین کرد. در پرونده Santos، خود Kalshi نیز بهصورت مستقل اقدام کرد و محرومیت دائمی و جریمه ۷۱,۳۵۶ دلاری در نظر گرفت.
اقدام علیه سه نامزد سیاسی دیگر نیز نشان میدهد Compliance پلتفرمها در حال تبدیل شدن به یکی از خطوط اصلی دفاع در برابر سوءاستفاده از اطلاعات داخلی است.
اما این موضوع یک سؤال بزرگتر ایجاد میکند:
آیا نظارت داخلی پلتفرمها در کنار نظارت نهادهای تنظیمگر برای بازاری که بهسرعت در حال گسترش است کافی خواهد بود؟
از یک طرف، شناسایی این پروندهها نشان میدهد سازوکارهای نظارتی میتوانند معاملات مشکوک را کشف کنند. از طرف دیگر، وجود چند پرونده در فاصله زمانی کوتاه نشان میدهد انگیزه استفاده از اطلاعات غیرعمومی در بازارهای پیشبینی واقعی است. این مسئله با گسترش بازارها میتواند پیچیدهتر هم شود.
هرچه قراردادهای بیشتری درباره سیاست، ورزش، اقتصاد و رفتار افراد ایجاد شود، افراد بیشتری نیز ممکن است بهدلیل شغل، موقعیت یا ارتباط خود با یک رویداد، اطلاعاتی داشته باشند که سایر معاملهگران ندارند. در نتیجه، چالش آینده فقط این نیست که:
«چگونه متخلفان را جریمه کنیم؟»
بلکه سؤال بنیادیتر این است:
«چطور بازاری طراحی کنیم که دسترسی افراد مرتبط با خود رویداد به معامله، Price Discovery را مختل نکند؟»
جمعبندی نهایی از اثر اطلاعات داخلی در بازار پیشبینی
پروندههای Gabriel Perez و George Santos نشان میدهند که اطلاعات داخلی در بازارهای پیشبینی الزاماً یک راز مالی پیچیده نیست. گاهی ممکن است یک متن سخنرانی باشد. گاهی تصمیم شخص برای حضور در یک مراسم و در آینده ممکن است اطلاعات غیرعمومی مرتبط با دهها نوع رویداد دیگر باشد.
اما برای یک تحلیلگر، درس مهم دیگری هم وجود دارد.
دیدن حرکت غیرعادی قیمت به این معنا نیست که باید آن را دنبال کنیم.
ممکن است معاملهگری پیش از بازار اطلاعات مهمی داشته باشد و قیمت را حرکت دهد؛ اما زمانی که سایر معاملهگران متوجه این حرکت میشوند، قیمت ممکن است بخش زیادی از اطلاعات جدید را منعکس کرده باشد.
بنابراین سؤال درست این نیست:
«چه کسی زودتر از من چیزی میدانست؟»
سؤال مهمتر این است:
«با قیمت فعلی، آیا هنوز اختلاف معناداری میان احتمال واقعی مورد انتظار من و احتمال قیمتگذاریشده توسط بازار وجود دارد؟»
از نگاه TipRadar، همین تفاوت میان اطلاعات، قیمت و Value است که یک حرکت بازار را به موضوعی قابل تحلیل تبدیل میکند.





